کارن عالیخانی

بدون شرح

تبریک سال نو

خداوندا ، در این آخرین روزهای سال
دل مردمان این سرزمین را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده
که هر کجا تردیدی هست ایمان
هر کجا زخمی هست مرهم
هر کجا نومیدی هست امید
و هر کجا نفرتی هست عشق جای آنرا فرا گیرد ،آمین . . .
نوروز 1394 بر شما مبارک

نشست مطبوعاتی شهردار اصفهان

کارن عالیخانی

سفر جمکران/ چند تا عکس جدید از کارن البته نایب الزیاره همه دوستان بودیم

بقیه عکسها در ادامه مطلب

 

اینم چند تا عکس جدید جاده اصفهان به سمت یزد

بقیه عکسها در ادامه مطلب

اینم من پسر گلم به درخواست دوست عزیز و دوست داشتنیم

شو چله

به مناسبت فرا رسيدن شو چله سنت سالهای دیرین لرستان

مرد لرستان در شب یلدا از دیرباز جشنی را در این شب برگزار می‌کنند، این شب که در گویش محلی لری به آن شو چله یا توک چله و نیز اول قهاره گفته می‌شود، به معنی آغاز فصل سرما، فصلی بسیار قهار و زمستانی سرد با شب‌های بلند است.

خبرگزاری فارس: شب یلدا در لرستان / شو چله در لرسو
 شب یلدا یا به زبان لری شو چله شب نخستین روز دی ماه و شب اول زمستان است که طولانی‌ترین شب سال است و مردم از دیرباز جشنی را در این شب برگزار می‌کنند که به نام‌های یلدا یا شب چله مشهور است.

این شب که در گویش محلی لری به آن (شو چله) یا ( توک چله) و نیز اول قهاره گفته می‌شود، به معنی آغاز فصل سرما، فصلی بسیار قهار و زمستانی سرد با شب‌های بلند است در این شب مردم این منطقه لرستان رسم است که با خرید میوه، آجیل و تنقلات که برخی از آنها مختص همین منطقه است، به نوعی هم‌نشین نخستین شب طولانی فصل جدید می‌شوند و خود را آماده پذیرایی فصل زمستان می‌کنند.
از دیگر رسوم مردم لر در شب یلدا به فراخور وضعیت اقتصادی خود سعی می‌کنند گوسفندی، بزی یا بوقلمونی را ذبح کنند و اعضای خانواده در کنار هم گوشتش را کباب یا آب پز می‌کنند.
شو چله در لرستان با شور و هیجان خاص همراه است در این شب یکی دیگر از رسوم (شال دُرکِنی) است که جوانان و نوجوانان شب یلدا بر پشت بام خانه‌های همسایگان و هم محلی‌ها رفته و با آویزان کردن کیسه‌ای یا شال بلندی به داخل خانه‌های همسایه‌ها و خواندن اشعاری با گویش لری با این مضامین، امشو اول قهاره خیر دِ حُونَت بَواره، نون و پنیر و شیرَه کیخا حُونَت نَمیرَه" یعنی: امشب اول فصل زمستان است، ان‌شاءالله خیر در خونه‌ات را بزند، نون و پنیر و شیره بزرگ خانه‌ات نمیرد.
به محض خواندن این اشعار با این مضامین و خبردار شدن همسایه‌ها از فرا رسیدن فصل سرما و آرزوی سلامتی برای خانواده‌ها، صاحب‌خانه نیز به مراسم شاد باش و استقبال از فصل سخت زمستان مقداری از گوشت و یا تنقلات و میوه‌هایی که برای شب یلدا  تدارک دیده است، را داخل کیسه انداخته و یا به شال آویزان شده می‌بندند و به نوعی آذوقه خود را با دیگران تقسیم و برکت را به خانه می‌آورند.
همچنین در این شب، در بعضی از منازل، تمام اقوام نزدیک و صمیمی به دور هم جمع می‌شوند و تا آخر شب به گفت‌وگو می‌پردازند و با گرفتن فال «چل سرو» و با گفتن افسانه‌های کهن وقت را می‌گذرانند.
در پلدختر در شب یلدا آجیلی از گندم برشته یا«گنم شیر» (گندم شیر) و کشمش، کنجد، شاهدانه، گردو و فندق درست کرده و با این تنقلات از مهمانان خود پذیرایی می‌کنند.

آرشیو: پریسکه

حکایت

معلمی از دانش آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست وار بنویسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته های آنها را جمع آوری کرد. با آن که همه جواب ها یکی نبودند اما بیشتر دانش آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند:

اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، دیوار بزرگ چین و... در میان نوشته ها کاغذ سفیدی نیز به چشم می خورد. معلم پرسید: این کاغذ سفید مال چه کسی است؟

یکی از دانش آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: دخترم چرا چیزی ننوشتی؟

دخترک جواب داد: عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمی توانم تصمیم بگیرم که کدام را بنویسم. معلم گفت: بسیار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم.

در این هنگام دخترک مکثی کرده و گفت: به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از : لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن.

پس از شنیدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت. تازه همه به حقیقتی مهم آگاه شده بودند: آری عجایب واقعی همین نعمتهایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی می انگاریم

احساس

این روزها حضورم را به حداقل رسانده ام هیچ کجا نیستم حتی درون کالبدی که اصرار دارد به

خاطر
قلبی که جز طپیدن کار دیگری بلد نیست زنده باشد وبماند وباشد..

گاهگاهی ولش میکنم به امان خدا ...

این روزها از کسی انتظاری ندارم که باشد فراموشی شده است نقل محفلمان, دیگر چه اهمیتی

 دارد
که باشند, که باشم ,که باشد,که باشی وقتی هستیم و انگار هیچ کجای دردهای هم

 نیستیم ؟؟؟؟....
دلگیرم از هر چه هست ,هر چه بود, هر چه میخواهد بشود...نمیدانم چرا

نمیتوانم آدمهای خاطره ساز
زندگیم را دوست داشته باشم؟؟؟...نمیدانم چرا دیگر نمیتوانم

به کسی اعتماد کنم؟؟؟؟
برای حال وهوای این چند ماه اخیر من کسی مصداقی پیدا نمیکند؟؟؟

چرا اینهمه حس بد از سرم نمیرود؟؟؟

چه بلایی به سرم آمده که اینقدر گریزان شده ام از هر چه هست ونیست؟؟؟

چشم من

چشم من بیا منو یاری بکن، گونه هام خشکیده شد کاری بکن

غیر گریه مگه کاری میشه کرد؟، کاری از ما نمیاد زاری بکن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد، تا قیامت دل من گریه میخواد

هرچی دریا رو زمین داره خدا، با تموم ابرای آسمونا

کاشکی میداد همه رو به چشم من، تا چشام به حال من گریه کنن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد، تا قیامت دل من گریه میخواد

قصه ی گذشته های خوب من، خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانوم بذارم، تا قیامت اشک حسرت ببارم

دل هیشکی مث من غم نداره، مث من غربت و ماتم نداره

حالا که گریه دوای دردمه، چرا چشمم اشکشو کم میاره؟

خورشید روشن ما را دزدیدن، زیر اون ابرای سنگین کشیدن

همه جا رنگ سیاه ماتمه، فرصت موندنمون خیلی کمه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد، تا قیامت دل من گریه میخواد

سرنوشت چشاش کوره نمی بینه، زخم خنجرش میمونه تو سینه

لب بسته سینه ی غرقِ به خون، قصه ی موندن آدم همینه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد، تا قیامت دل من گریه میخواد

ایران 2014

به قلم / احسان عالیخانی

45162008969718211658

اینجا ایران است سال 2014 سالی که قرار است جام جهانی فوتبال که یکی از وقایع مهم ورزشی فرهنگی جهان است در برزیل برگزار شود شنیده ام مردمش در کمال ناباوری در اعتراض به هزینه های هنگفت در این کشور به خیابان ها می آیند و دست به اعتراض و آشوب میزنند تا این هزینه هایی که قرار است صرف ساخت استادیوم ها شود برای کارگران بیکار این کشور ایجاد شغل کند مردم عجیبی هستند انگار نه انگار برزیل مهد فوتبال جهان است انگار مردمش نمیدانند همه چیز یک کشور پول یا اقتصاد پویا نیست. می شود فقیر بود و در فقر نفس کشید ولی چمن های مارک دار خرید کفش های گران قیمت خرید یا...

در همین سال در همین برهه به آسیا سری میزنیم ایران کشوری که فقط تاریخ به خوبی می داند که چه زخم هایی را تحمل کرده ایم که به اینجا رسیدیم دارای فرهنگ و تمدنی بیش از 2000 ساله که هیچ کجای دنیا نخواهید دید.

اینجا همه چیز خوب است. همه در رفاه بسر میبریم چند روزیست سبد کالا هم در میان مردم عزیزمان توزیع میشود که اگر نارسایی از قبل بود کاملا مرتفع شد خداروشکر شوق عجیبی هم در میان مردم بوجود آمده است وصف ناپذیر فقط یه کم بیخودی صف ها طولانی شده است اینجا عدالت حرف اول و آخر همه مردم و مسئولین است مردم ما همچون کشورهای برزیل مورد بی تدبیری مسئولین واقع نشده اند که سرمایه شان صرف ساخت رختکن شود بلکه اینجا این سرمایه به روغن و تخم مرغ تبدیل شده و به جیب ملت بر میگردد.

اینجا درکی از اصطلاح فاصله طبقاتی وجود ندارد و همه از این کلمه بدشان می آید چون ریشه کن شد با طرحهایی که دولتمردان برای مردم پیاده کردند. یکی از دوستانم میگفت غربی ها با ساخت عکس های فتوشاپی می آیند راهپیمایی ها مردم را ادیت میکنند و به فروشگاه های زنجیره ای می چسبانند تا مارا گرسنه نشان دهند یکی دیگر از دوستانم گفت این ازدحام مربوط به فیلم چ ابراهیم حاتمی کیا در روز سینما سلام بود وگرنه مردم مان نیاز به این چیز ها ندارند که در صف با ایستند.

دیشب خبر20:30 میگفت تمام سرمایه مردم با مبلغی هنگفت در دست یک نفر بوده و او هم قصد دادن را نداشته وبانک ها هم که طلب های میلیاردی از (ب – ز ) داشته اند یک بار هم شکایت نکرده اند که قوه قضادیه یا نیروی انتظامی وارد گود شوند خواستم بگویم عمو جان بانک ها تا وام های قرض الحسنه و خرید کالای منزل مانده چگونه بیایند به وام های میلیاردی رسیدگی کنند آخر عاقلانه هم نیست کار را از آخر رو به اول شروع کرد اینجور تسهیلات با رنج پایین را بهتر میشود وصول کرد بستن حقوق کارمند بخت برگشته که در رودربایست گرفتار شده یا برگشت چک بنده خدایی که دوسال دویده تا دسته چک بگیره حالا برای رضای خدا ضامن یک میلیون تومن شده تا کاری یا گره ای باز کند چشمش کور دندش نرم باید زندان برود بانک هم مقصر نیست اینها بروند وام میلیاردی بگیرند دیگر بانک کاری به کارشان هم ندارد حتی اگر یک قسط هم ندهند.

 بگذریم حوصلم سر رفت اینترنت هم تشریف داشت با گرفتن سکان موس در دستانم به دنیای مجازی قدم گذاشتم اول خبرگزاری فارس را سرچ کردم جالب بود نوشته بود تمام ظرفیت های لرستان خوابیده است.

تعجب کردم چرا اینگونه اخبار کذب را در رسانه ها باید دید این خبر مختص به استانی بود که آنجا دنیا آمده ام و بزرگ شده ام خوب فکر کردم با خودم این شایعات به ما نمی چسبد این احتمالا عوامفریبی نمایندگان است تا بودجه بیشتری از مجلس بگیرند و گرنه لرستان و این حرفها نمایندگان باید بیشتر در حرفها و کارهایشان دقت کنند شاید همین خبر باعث دلسرد شدن خیل عظیم سرمایه گذاران داخلی و خارجی که در ورودی جزیره لرستان در قرنطینه بسر می برند بشود و خدای ناکرده موجب کم میلی این افسانه های دست نیافتنی (سرمایه گذاران) شود و دیگر لرستان و خرم آباد به یک جزیره رویایی تبدیل نشود.

 این نمایندگان همواره از این کارهایشان میکنند چندی پیش هم دسته جمعی استعفا داده بودند و همین امر موجب شد تا دولتمردان بودجه امسال و سه سال آینده کشور را یک جا به لرستان دهند تا این جزیره چهار فصل مان دیگر رنگ بی مهری و بی پولی نبیند هر چه باشد ما جزء کلان شهرهای ایرانیم و زمزمه جابجایی پایتخت کشور به شهرستان زیبای سلسله هم به گوش میرسد.

با خودم گفتم این فارس یک پدرکشتگی چیزی با ما مردم همیشه در صحنه لرستان دارد قبلا هم تیترهای تعجب برانگیزی همچون رتبه اول بیکاری، خودسوزی، اعتیاد، فقر، تعطیلی بی نظیر کارخانجات صنعتی لرستان و را تیتر کرده بود که برایم جای سوال بود مگر ارزش یک خبر چقدر است که یک استان را اینگونه با خبرهای کذب بیچاره می کنید البته نمیشود واقعیت را نگفت لرستان پتانسیل های فروانی دارد مثلا ما اولین جزیره در جهان هستیم که در بحث جذب صنعت توریسم و گردشگر موفق عمل کرده ایم و برای اینکه ریا نشود برای معرفی جاذبه های گردشگری مان از تابلوهای زنگ زده و نا مفهوم استفاده می کنیم تا گردشگران خارجی بیشتر زمان برای پیدا کردن آثار تاریخی و فرهنگی مان مان بگذارند و بیشتر ازآن دلارهای نازنین شان را در هتل های زیبا و مسافرخانه های لوکس مان خرج شود هرچه باشد این بحث به سرمایه و اقتصاد مردم مان کمک شایانی می کند.

البته اشتباها در بحث صنعت سنگ و کشاورزی یه کارهایی هم کرده ایم و مسئولین استان عزیزمان در این زمینه ما را خود کفا کرده اند و طرحهای عظیمی برای کشور تهیه و تدوین کرده اند تا مردم ایران هم از برکات ما لرها به نوایی برسند هر چه باشد همه ایران سرای من است.

مثلا طرح کشت برنج در دریای شمال و خلیج همیشه فارس، انتقال آب خلیج فارس به رودخانه کاکا رضا، از بین بردن سرچشمه دریاچه کیو وخشکاندن و انتقال آب سرآب شوا برای جذب گردشگر در اطراف کیو ایجاد سد های آبی در ورودی شهر از هر سه طرف( زیرگذر شقایق، کیو و شمشیرآباد) که با یک بارش باران به آنچنان رودخانه پرعمقی تبدیل می شوند که نیاز به گروه متخصص و متعهدغواص های عزیز می شود.

 شما از گوشه گوشه مرکز این استان که رد می شوید شاهد ابتکارات عجیبی خواهید شد ساخت پل های پلاستیکی از مدل لوله های فشرده و ... به هر حال مسئولین شهرهای مدرن و صنعتی باید از هر تهدید یک فرصت بسازند.

با خودم گفتم چون قبلا در فارس  قلم میزدم و الان کار نمیکنم به مزاجشان خوش نیامده و از درد ازدست دادن خبرنگار تاپی چون من این مطالب ها را می نویسند تا صدای من را درآورند با خودم عهد کردم دیگر به سراغ این رسانه و از آن خبری نخوانم .

از گوگل خواستم یک رسانه خوش مرام نشانمان دهد تا خبرهای خوب را هم ببینیم چرخید و چرخید مارا به خانه مهر برد یک خبرگزاری خوب و مثبت اندیش سرچ کردم دیدم نوشته بود رئیس فلان بانک سبد کالا دریافت کرده ولی کارگران و بازنشستگان عزیزمان در یک روز اول توزیع این سبد بلا 80 هزار تراکنش ناموفق داشته اند و یازده میلیون نفر هم پیامک داده اند که تمامی سیستم دریافت پیامک آن سرور هنگ و سپس آتش گرفته است با خودم گفتم چرا مگر میشود 80 هزار نفر محتاج غیر ممکن است کشوری با این همه سرمایه و این همه انرژی خدادادی و نیروی انسانی محتاج هم داشته باشد این همه میدان نفتی و گازی و عسلویه و ...

کلمه 80 هزار نفر مرا به ورزشگاه آزادی برد تصور کنید در ورزشگاه آزادی بازی ایران و نیجریه در حال برگزاری است و مردم به جای استفاده از بوبوزلا دستانشان را برای سبد کالا دراز کنند، چه شود چه صحنه باشکوهی من که تصورش هم برایم سخت است این همه آدم همه هم صدا وباهم بگویند برنج ، پنیر، تخم مرغ چه میشود نه بابا شدنی نیست اینها همه افکار پوسیده و به درد نخور من هستند این شایعات وجود خارجی ندارند.

اینها کارهای اجنبی هاست ما را گمراه میکنند مگر میشود در یک کشور، دریک شهر زیر یک آسمان فقیر و پولدار باهم نفس بکشند، سوار از پیاده خبرنداشته باشد این فاصله طبقاتی که میگویند مختص به فیلم هاست در عالم واقعیت جایی ندارند اینجا پولدارها پورشه هایشان را صرف صنعت بازیافت میکنند و همه دسته جمعی پیکان سوار میشوند کسی هم معنی کلاس گذاشتن رو بلد نیست یا تحقیر معنایی ندارد در اینجا از بازیافت پورشه ها پلاستیک زباله تولید میشود و همگی دور هم پوست تخمه ها و هندوانه هایشان را در آن میریزند.

تو اخبار خوندم به یک فوتبالیست تهرانی 6 میلیارد برای 8 ماه داده اند تا برای یک تیم عربی فوتبال بازی کند اما خداروشکر این الگوی ورزشی با موهای خوش فرم قبول نکرد و گفت یه دقیقه بازی در تیم های ایرانی را به بازی در لیگ های جعلی ترجیح میدهم و هیچکدام از بازیکنان ایرانی قبول نکردند از تیم های ایرانی جدا شوند یکی از همین الگوها به مدیر تیم الکویت گفته بود تو چی میگی برا خودت فکر کردی من به غیرتم و ملتم پشت میکنم میام رودرروتیمهای خودم تو آسیا فوتبال بازی کنم سخت در اشتباهی در کشور من کارگران باروزی 15 هزار تومن مزد از شب قبل از مسابقه درب ورودی ورزشگاه تو برف و بارون میخوابند تا من تو هتل استراحت کنم و فردا با یک کیلو ژل روی موهایم بیاییم و مساوی کنیم با خودت چه فکر کرده ای آخرمن هم الگو ی فرهنگی هستم و هم الگوی ورزشی بعدشم من چجور 6 میلیارد بگیرم تو شرایطی که حقوق اداره کار 487 هزار تومنه و بعضی جاها سه ماه یه بار پرداختش میکنن قیمت اجار خانه ها به مبلغ ناچیز 500 هزار تومن رسیده شما شاید پول داشته باشید اما انسانیت و معرفت ما ایرانی ها را هیچ وقت نداشته اید کجا در کشور شما سبد کالا میدهند شما اصلا بلد نیستید یارانه بدهید تا مردم پول حامل های انرژی را از جیب ندهند کجا کشورتان به هر نفر هزار متر زمین برای ساخت خانه و کشت سیب زمینی میدهند. کجای کشورتان مسکن مهر میدهندبروعامو ما خودمون زغال فروشیم شنیدم مدیرعامل الکویت پس از شنیدن این حرفا ابتدا به کما رفت پس از 3 ماه از کما خارج و درخواست پناهندگی اجتماعی به ایران داده بود.

به خبری که هم اکنون به دستم رسید دقت کنید کلیه کارگران و بازنشستگان و معلولینی که بعلت اشتباه تایپیست بی دقت مان از دریافت سبد کالا محروم شده اند تا پایان سال سبد کالا دریافت میکنند و جای هیچ نگرانی نیست چون قسط اول طلب هایمان به بانک های سوئیس داده شده تا پس از چند سال رنگ مالمان را ببینیم .

 به نقل ازیک خبرگزاری که خواسته بود نامش برده نشود و به نقل از  یک منبع آگاه  تمام مردم نگرانی های خود را دوربیندازند ژنو 2 دارد به نتیجه می رسد و اگر اینگونه شود که ما می گوییم ایران هم اکنون بهشت است و بهشت تر هم میشود آخر ایران تنها کشوردر دنیاست که هم از مصرف کننده حمایت میکند و هم از تولیدد کننده به طور مثال قیمت پراید در حمایت از مصرف کننده شش هفت سال 8 میلیون حالا نوبت تولید کننده  شده قیمت پراید 20 میلیون اما منبع آگاه گفته سال آینده ایرانی متفاوت خواهید دید اول  از یارانه شروع میکنیم مثلا دیگر پول نمیدهیم این امر کمک به تکدی گری میکند و خود معضل اجتماعی به حساب می آید بعلت استقبال مدرن و به جا از نحوه رضایتمندانه توزیع سبد کالا از این پس یارانه ها به شکل کالا همچون این دوره توزیع میشود و مقرر شد سال آینده تورم وجود نداشته باشد مثلا طلا به قیمت قبل خود هر گرم 65 هزار تومن از قیمت لبنیات چهار تا 15% کسر شود نان از 300 تومن به سی و پنج تومن سابق و یارانه نان حذف و ....

این منبع آگاه گفته اگر غرب بدهی هایش را بدهد تمام ایران را کارمند دولت میکنیم و به هر ایرانی 600 متر زمین برای ساخت ویلای مدرن در کره ماه خواهیم داد.

هرچند وقت یکبار دوس دارم بنویسم ولی نه اصولی را برای نوشتن یاد گرفته ام و نه از کسی پیروی میکنم البته هرچند همه مرا یک نخبه در امر نویسندگی می دانند اما من همیشه شکسته نفسی را دوست دارم بعضی وقتا با خودم میگویم تو بگو تو ناگفته ها را دیگران بگویند یا نگویند مهم نیست مهم اینست تو خوانده ای و نغمه ات شنیده شده قضاوت با شما ...

                      خدایا چنان کن سرانجام کار                                 تو...

فروغ

دیوارهای مرز

اكنون دوباره در شب خاموش

قد می كشند همچو گیاهان

دیوارهای حایل،دیوارهای مرز

تا پاسدار مزرعه عشق من شوند

اكنون دوباره همهمه های پلید شهر

چون گله مشوّش ماهی ها

از ظلمت كرانه ی من كوچ می كنند

اكنون دوباره پنجره ها خود را

در لذت تماس عطر های پراكنده باز می یابند

اكنون درخت ها ،همه در باغ خفته ،پوست می اندازند

و خاك با هزاران منفذ

ذرات گیج ماه را به درون می كشد

مناجات

الهـي

باز آمديم با دو دست تهي چه باشد اگر مرحمي بر خستگان نهي
الهـي
گرفتار آن دردم كه تو دواي آني و در آرزوي آن سوزم كه تو سرانجام آني
الهـي
هر دلشده اي با ياري و غمگساري و من بي يار و غريبم
الهـي
چراغ دل مريداني و انس جان غريباني، كريما آسايش سينه محباني و نهايت همت قاصداني
الهـي
جرم من زير حلم تو پنهان است و تو پرده عفو خود بر من گستران
الهـي
اين چيست كه با دوستان خود را كردي كه هر كه ايشان را جست ترا يافت و تا ترا نديد ايشان را نشناخت
الهـي
عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم
الهـي
بر تارك ما خاك خجالت نثار مكن و ما را به بلاي خود گرفتار مكن
الهـي
چون به تو بنگريم شاهيم و تاج بر سر وچون بخود تگريم خاكيم و از خاك كمتر
الهـي
هر كس تو را شناخت هرچه غير تو بود بينداخت

آرنیکا

این چند تا از عکس های آرنیکا خواهر زاده نازنینم

بقیه عکسها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

بدون شرح

این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد

تقدیم به ابوالفظل نیک رنگ با همه خاطره های قشنگ این روز انارو...

میلادباسعادت رسول مکرم اسلام حضرت محمدمصطفی(ص)وامام جعفرصادق(ع) مبارک باد    

 میلادباسعادت رسول مکرم اسلام حضرت محمدمصطفی(ص)وامام جعفرصادق(ع) مبارک باد   

    

خورشید عشق را، ره شام و زوال نیست

بر هر دلی که تافت، در آن دل ضلال نیست

در آسمان دلبری و آستان عشق

نور جمال دلبر ما را مثال نیست . . .

فرمایشات حضرت محمد (ص )

«خوارترین مردم کسی است که مردم را خوار شمارد»

«شجاع ترین مردم آن کس است که بر هوس خویش تسلط یابد»

«بهترین کسب ها آن است که مرد با دست خود کار کند»

«بهترین اقسام ایمان آن است که بدانی هر جا هستی خدا با توست»

«لذت حسود از همه کس کمتر است»

«خدایا مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوی عزیز کن و به عافیت زیبایی ده»

«ناتوان ترین مردم کسی است که از دعا ناتوان باشد»

«پشیمان تر از همه مردم در روز قیامت، مردی است که آخرت خود را به دنیای دیگری فروخته است»

«تواضع مایه بزرگی است، تواضع کنید تا خدا شما را بزرگ کند»

«صدقه موجب فزونی مال است، صدقه دهید تا خدا مالتان را زیاد کند»

«صدقه خشم خداوند را فرو می نشاند و از مرگ بد جلوگیری می کند»

«خداوند به وسیله نیکی با پدر و مادر عمر انسان را زیاد می کند»

گزیده ای از فرمایشات امام صادق ( ع )

- اگر به کسی احسان نمودی مبادا آن نیکوکاری را با منّت بسیار و به رخ کشیدن تباه سازی

از ستیزه جویی بپرهیز، زیرا عملت را از بین می برد-

   بسیار دعا کنید! چون خداوند، بندگانی را که دست نیاز بسوی او برمی دارند و بدرگاهش دعا می کنند دوست دارد

«سه چیز محبت آور است: ۱ ـ دین داری ۲ ـ فروتنی ۳ ـ بخشش»-

   سه خصلت قدر و منزلت فرد را پایین می آورد: ۱ ـ حسادت ۲ ـ سخن چینی ۳ ـ سبک مغزی

در هفته اخیر اصفهان برای دومین بار سفید پوش شد

 در هفته اخیر اصفهان برای دومین بار سفید پوش شد.

در شرایطی که مردم اصفهان با کمبود آب مواجه هستند خداوند بزرگ امروز هم نعمت خود را به روی مردمش گشود و از ابتدای صبح بارش برف بصورت مداوم آغاز گردیده و تا کنون نیز ادامه دارد.

بارش برف در استان اصفهان آغاز گردیده و در برخی نقاط بارش برف در ارتفاعات به بیش از 50 سانتیمتر رسیده است.

در اصفهان چند روزی بود که به علت غلظت آلاینده ها در برخی روز ها وضعیت هوا در شرایط هشدار قرار داشت امروز پس از این بارش آلودگی ها به حداقل خود رسید و شاهد هوایی کاملا پاک در کل استان هستیم.

خدا رو شکر میکنم که همواره بنده های خودش رو مورد لطف و عنایت قرار میده و همیشه و با گشایش در رحمت به روی بنده هاش شور، امید و نشاط رو در میانشان گسترش میدهد.

امروز هم شور و نشاط میان مردم آمد دانش آموزان مقطع ابتدای با کلاهای کاموایی، شال گردن و دستکش های ضخیم آنچنان به بازی و تفریح در زیر بارش برف مشغول بودند که سرمای حاصل از بارش برف به کلی فراموش می شد.

در کمتر از یک ساعت خیابانهای اصفهان سفید پوش شد و شهر اصفهان رو بسیار زیبا تر کرد.

                                        مناجات

الهی چون در تو نگرم از جمله تاج دارانم و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم

خاک بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم و شیطان را شاد

الهی در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار تو 

الهی اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویم 

الهی اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندارم .

الهی ظاهری داریم بس شوریده و باطنی داریم بخواب غفلت آلوده و دیده ای پر آب گاهی در آتش می سوزیم و

گاهی در آب دیده غرق.                                                                        خواجه عبدالله انصاری

دلنوشته‌ یک جانباز در وبلاگ مظلومان شیمیایی ایران

دردهایم به عهده کدام نهاد است؟
خبرگزاری فارس: دردهایم به عهده کدام نهاد است؟

من برای تسکین دردم نیاز به مرهم درد دارم؛ می‌خواهم بدانم هم اکنون مرهم دردهای پنهان و شبانه‌ام به عهده کدام نهاد است.

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس وبلاگ مظلومین شیمیایی ایران نوشت: این پلنگ دارای چه نوع بیمه‌ای است، که بدون دغدغه و بروکراسی‌های کاذب اداری راحت تحت درمان و مراقبت‌های پزشکی قرار می‌گیرد.

ای کاش من یک پلنگ جانباز بودم شاید دیگر دغدغه بیماریم که ناشی از عوارض جنگ بود را نداشتم؛ می‌خواهم بدانم آیا ارزش یک پلنگ بیشتر است یا ارزش یک جانباز؛ اینها همه سوالاتی است که ذهنم را مشغول کرده می‌خواهم بدانم رفتن به جبهه کاری درست بوده و دفاع از همنوعانم که برایم یک تکلیف بوده و آنرا به جای آورده‌ام هم اکنون مرهم دردهای پنهانم و زجر شبانه‌ام به عهده کدام نهاد است.

من برای تسکین دردم نیاز به مرهم درد دارم چه کسی باید پاسخگو باشد نمی‌گویم رسیدگی به حیوانات کاری پسندیده نیست اما بر این باورم که انسان‌ها نیز نیاز به همدلی و محبت دارند.

وقتی برای نجات پلنگ خرم آبادی تمام سازمان‌ها و نهادها بسیج می‌شوند و به او امکانات درمانی و رفاهی می‌رسانند در مرکز استان شاهد پرپر شدن جانبازی هستیم که به جهت کمبود دارو و عدم امکانات پزشکی و دیر رسیدن دارو آن جانباز به دیار معبودش می‌شتابد و خانواده‌های غیر جانباز در کشور به جهت عدم امکانات و نداشتن بودجه کافی برای بیماران خاص جان به جان آفرین تسلیم حق می‌شوند.

بیایید چاره‌ای بیندیشیم همانطور که می‌شود برای نجات جان یک حیوان همه سازمان‌ها را بسیج کرد پس برای نجات جان یک انسان راحت‌تر می‌شود چاره‌ای اندیشید؛ وجدان‌های بیدار مسئولان را از خواب غفلت بیدار کرد.

-مطالب فوق چکیده‌ای از ایمیل یکی از جانبازان گرگانی است که به وب مظلومین شیمیایی ارسال شده است.

دوستی یکساله با علی موسوی

خدا رو شکر امروز روز خیلی روز قشنگی بود بعد از گذشت یکسال، بارش یه ذره برف مردم اصفهان رو آنچنان هیجان زده کرده بود که تو پوست خودشون نمی گنجیدن تماشای بارش برف آنچنان آرامشی به من میده که توصیفش برام سخته.

خیلی دلم تنگ شده برای برف و بارونهای خرم آباد چقدر بده تو غربت زندگی کردن حتی اگه هیچ مشکلی هم نداشته باشی. خیلی هوای دلم گرفته اینجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است...

بگذریم داشتم موزیک وبلاگمو عوض می کردم به این شعر رسیدم یاد خوبی های یه نفر افتادم.

اینجا باید از برادر خوبم عبدالرضا قاسمی تشکر ویژه ای داشته باشم که با تشکیل یک خانواده مجازی خوب موجب آشنایی خیلی از وب نویس ها و گستردگی ارتباطات بین همزبانهای عزیزم شده من و داداش علی موسوی یکی از اون نفراتیم.

من همیشه علی موسوی رو اذیت می کنم اما اون خیلی بزرگه و همیشه با خوبیهاش منو شرمنده میکنه خیلی زود یکسال گذشت امروز فهمیدم چقدر زود در حال پیر شدنیم.

این تنها چیزیه که من تو این دنیا میخوام که تنها نباشم یه داداش خوب یه حس خوب لذتی که تا قبل این تجربه نکرده بودم دوستی و برادری من و علی یکساله شد و چقدر شیرینه برام این حس، قابل وصف نیست خوبی هاش دل رئوفش، پاکی و مهربونیش، تعصب و غیرتش و ....

میخوام این شعر قشنگ رو به روح بزرگ و لطیف علی موسوی تقدیم کنم تا شاید گوشه کوچکی از خوبی هاشو گفته باشم.

برام هیچ حسی شبیه تو نیست! کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه همین که کنارت نفس می کشم

برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه تو زیباترین آرزوی منی

منو از این عذاب رها نمی کنی کنارمی به من نگاه نمی کنی

تمام قلب تو به من نمیرسه همین که فکرمی برای من بسه

منو از این عذاب رها نمی کنی کنارمی به من نگاه نمی کنی

تمام قلب تو به من نمیرسه  همین که فکرمی برای من بسه

ازین عادت با تو بودن هنوز ، ببین لحظه لحظه ام کنارت خوشه

همین عادت با تو بودن یه روز ،اگه بی تو باشم منو می کشه

یه وقتایی انقدر حالم بده که می پرسم از هر کسی حال تو

یه روزایی حس می کنم پشت من همه شهر می گرده دنبال تو

همه شهر می گرده دنبال تو

منو ازین عذاب رها نمی کنی کنارمی به من نگاه نمی کنی

تمام قلب تو به من نمیرسه همین که فکرمی برای من بسه

منو ازین عذاب رها نمی کنی کنارمی به من نگاه نمی کنی

تمام قلب تو به من نمیرسه همین که فکرمی برای من بسه

به یاد استاد قورچعلی راج

استاد قورچعلی راج در سال ۱۳۰۵خورشیدی در محله پشت بازار خرم آباددیده به جهان گشود .وی در سن ۱۰سالگی پدر و در سن ۱۲سالگی مادرش را از دست داد.در سال ۱۳۱۷خورشیدی کمانچه را با استعداد خدادادی که در وجودش نهفته بود بدون استاد شروع کرد و پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی نمود .

برای امرار معاش نزد نجاری رفت و هنر نجاری را به خوبی یاد گرفت وخدا را شکر روزگار بر وفق مرادش بود زیرا هنر زرگری را هم پیش استادی در بروجرد یاد گرفت -اما در کنار اینها هیچگاه از هنر موسیقی خود دور نبود و همچنان به کار خود ادامه داد تا اینکه در جنگ جهانی دوم در سال ۱۳۲۰ خورشیدی کشورمان ایران محل تاخت وتاز اتباع بیگانه شد وبه اشغال در آمدکه ایشان در حدفاصل استان لرستان و خوزستان در اندیمشک در کنار خارجی ها مشغول به کا رشد و زبان خارجی را هم تا حدودی فرا گرفت یکی از دوستان خارجیش به استعداد درونی او پی می برد وبه او پیشنهاد میدهد که همراه او به خارج از کشور برود که علیرغم میل باطنی به خاطر سرپرستی خانواده اش از تصمیم خود منصرف وبه زادگاهش باز میگردد.

در دوره او در لرستان کمانچه نوازان مطرحی مانند استاد علیرضا حسین خانی -استاد پیرولی کریمی - استاد همت علی سالم و... بودند که نوای کمانچه آنها شهره خاص وعام بود .استادان علیرضا حسین خانی - پیرولی کریمی - همت علی سالم - قورچعلی راج وقتی دست به کمانچه میبردند هر شنونده  و بیننده ای را جذب هنر خویش می کردند .

در سن ۲۵سالگی به تهران رفتند تا هنر خودرا به همگان نشان دهند -ایشان مانند بسیاری از هنرمندان این دیار استوار بر استعداد خویش است .وی کمانچه ۳سیم را به زیبایی می نوازد و در نواختن دستگاههای موسیقی زبر دست و در ذوق آهنگسازی چندین کار دلنشین دارد که میتوان به ترانه زیبای (شیرین شیرینم وخدا)اشاره کرد که بسیار احساسی و شنیدنیست.

در سال ۱۳۳۱به نقل از خود استاد اولین گروهی بودن که وارد رادیو بی سیم که متعلق به ستاد لشکر ۸خرم آباد بود به همراه استاد پیرولی کریمی شدند.در ۴آبان ۱۳۳۱رادیو بی سیم خرم آباد افتتاح وبرنامه ای طبق گفته استاد (اینجا قلعه فلک الافلاک است) هرشب مردم نوای ساز را می شنیدند.

هنر بی همتای استاد قورچعلی راج در اینست که وقتی ساز کمانچه را به دست می گرفت آنچنان با احساس و قدرت می نواخت که انسان را به تفکر فرو می برد وچنان در این تفکر غرق میشدی که گویی هیچ غمی و غصه ای وجود ندارد - وقتی قطعات ضربی را با آن پیچیدگی در ریتم و تغییر پوزیسیونها وگردش ملودی وتغییر مقامها را با استادی و چیره دستی تمام می نواخت باید در برابر هنر بی همتای او سر تعظیم فرود آورد ودستان پر مهر اورا بوسید.

ایشان آثار زیبایی در کمانچه نوازی دارد که همه آنها به صورت بداهه نوازی و در همان لحظه نوازندگی خلق شده واین نشان از مسلط بودن ایشان به موسیقی لری ومقامی میباشد.

استاد علی اکبر شکارچی ردیف دان و نوازنده کمانچه در مورد استاد قورچعلی راج چنین می گوید:قورچعلی راج یکی از نوازندگان موسیقی نسل گذشته است که در دوران خودش از درخشندگی و شهرت بسیاری برخوردار بوده است.

در نوازندگی اش درخشش کلامها و بی پروایی ها به چشم می خورد وچیرگی بر ملودیهای لرستان محسوس است به طوریکه تمام پایه های موسیقی لرستان را به همان سبک بنیادی موسیقی لرستان نگهداری کرده است.

استاد قورچعلی راج بهترین دوران زندگی خود را به خاطر موسیقی در زندان گذراند وشاید اگر آن اتفاق پیش نمی  آمد شاید امروز چنینن گمنام و فراموش نشده بود ولی ایشان جدا از نوازندگی کمانچه اخلاقی نیکو دارد و تمام خصوصیات یک انسان بزرگ را با خود دارد -ایشان حتی در زندان هم که بود از موسیقی و هنر خود دور نبود خون پاکی که در وجودش بود به جوشش درآمد و برای آن دسته از زندانیانی که قادر به پرداخت دیه نبودند جشن گلریزان با هنر خویش برگزار میکرد و حتی آنهاییکه به حبس ابد محکوم شده بودن و قادر به تامین معاش خانواده نبودند را حمایت میکرد از طریق هنر موسیقی خویش- پس چنین شخصیتی با ۸۱سال سن تنها یادگار عصر طلایی کمانچه لرستان در شهرستان اندیمشک این روزها نیازمند توجه ما هنرمندان ایران زمین و مردمان هنر دوست لرستان است -ایشان در شهرستان اندیمشک سالها با آبرو و عزت زندگی کرده اند و در شادی ها و غم های ما شریک بوده است.

به نقل از سایت کمانچه نوازان ایران

دارایی زاده

تقدیم به مردی که نامش همواره برایمان زیباست...


دورود برتو ای بزرگ مرد دیارم

شهرمن شهر عشق است

کوچه هایش هنوز بوی تو را میدهد

تو که از هر شیرینی شیرین تری

چه بنویسم که زبان قاصراست

در وصف بزرگیت

چه بخوانم ترا

 ای سرا پا همه خوبی

تا گفته باشم مهربانیت

دستان لرزانت را با همه وجود می فشارم

ای پدر خوبی ها

 میخوانمت عاشقانه

به آوایی اهورایی از ایرج

که اینگونه میخواند تو را...

سوز تونی که سوز میینم

سوز تونی که سوز موهونم

هه چنو چی چلچراغی

روشه میکی هونمونم

احسان عالیخانی 92/9/24

فرزند کوچکت از شاپور خواست

دالکه

همه عمرم همه جونم تونی تو

هزار گل ده گلسونم تونی تو

ده گرمای وجودت جو گرتم

چراغ دین وایمونم تونی تو

            ***

بیا عشقم بیا مه سیت هلاکم

ده عشقت دالکه مه سینه چاکم

چه شویا تا سحر سی مه نهوفتی

سی او لالایی یات هنی هلاکم

              ***

ده ای دنیا همه فکرم تونی تو

چراغ، سوِزِِِ، زمسونم تونی تو

بیا عمرم بیا و اقلب پاکت

هنی هم شور آوازم تونی تو

          ***

ده اسمت دالکه هاجت گرتم

ودنگت دالکه راحت گرتم

مه چی مرغی که سرگردون و ویلون

ویادت تا سحر قامت گرتم

             ***

تونی شورم تونی سازم بهارم

اگر جو دم بهای، مه حرفی نارم

تو سربیت تمام واژه یایی

تو ماهور خدایی ای نازارم

خزان سرد

خزان سرد

برگهای درختان چه آسان میریزند

 از روی شاخه هایی که متولد شده اند

گویی روح در جسمشان نفس نمیکشد

قلب نای زدن ندارد

نبض خواب را دوست دارد

پلک خیره شدن را

ضرب آهنگ زندگی این است

افتادن را باید از برگ های درختان آموخت

چنان بی صدا سقوط را پیشه میکنند

گویی هرگز در این جهان سهمی نداشته اند

افتادن را تا قبل از خمیدن باید آموخت

در انزوای تاریک افکارم

در شبی سردو و تاریک

در کنار جاده ای بلند و بی انتها

چه برگ ها که جان نداده اند به راه

در فصلی که نامش خزان است

موسم سپردن جان به جهان است

 احسان عالیخانی(92/9/6)

سیسنگان


در زندگی ماشینی امروز بعضی اوقات خیلی، زمانی برای تفریح، مسافرت، خوشگذرانی باقی نمیمونه معمولا افراد به اشکال مختلف دچار روزمرگی میشن و به یک زندگی یکنواخت و تکراری روی می آرن، این امر به جایی ختم می شه که فرصت کمتری باقی می مونه تا شخص بتونه از این همه زیبایی هاو جاذبه های بکر خدادای استفاده کنه.

زیاد اهل خاطره یا خاطره نویسی نیستم چند روز پیش داشتم آلبوم عکس هامو مرور میکردم که چند تا عکس از جنگل های بسیار بکر سیسنگان رو دیدم باور کنید پس از سه سال انچنان خاطرات آن سفر در دلم زنده شد گویی در تن و جان.

در این سفر افتخار همراهی پسر عموی عزیزم رامبد رو داشتم که هر چه از خوش سفر بودنش بگم باز کم گفتم بیراه نگفته اند هرکسی رو میخواهی بشناسی باید باهاش مسافرت بری.

رامبد عزیزم چند وقت پیش صاحب یک دختر نازنین به اسم  آدرینا شده و خداوند بزرگ این محبت الهی رو به ما اعطا کرده.

انشالله برای شما هم این شرایط پیش بیاد و بتونید از تک تک لحظات عمرتون بهترین بهره رو ببرید و قطعا با این همه مشغله کاری و گرفتاری های اقتصادی، با یک برنامه ریزی دقیق و منسجم باز هم میشه از لحظه لحظه باقی مونده عمرمون بهتر بهره ببریم .انشالله

اینم چند تا عکس از اون سفر

اینم سنت پسندیده ما لرها که فقط تو فضا کباب نخوردیم


شعر داداش علی

تقدیم به برادر عزیزم احسان عالیخانی

در وبلاگ خایدالو انتشار یافت.

نگاه کردم چشمانت را

که نه سیاهی اش غم است

و نه سفیدی اش شادی

باور نداشتم ...

که غم را در دل خاک کرده ای

و نهال شادی را به دلهای بی رحم روزگاری دادی

که شاید روزی سیاهی چشمان تو را شب

و سفیدی چشمان تو را روز کنند

و تا زنده اند به امیدی باشند

که پلک هایت را برهم نزنی

سید علی موسوی

۱۹/۰۹/۱۳۹۲

داداش علی تو بهترین رفیق دنیایی می نویسم تا برای همیشه ماندگار بماند نگاهم در این تارنمای غریب تا فرداها خوب بدانم چه هستم ، ازکجا آمده ام و بودنم از بهر چه بود... جواب همه خوبیهاتو با این شعر قشنگ لری میدم.

میونم بار سفر

یه شو میرم بی خور

وا دو چش تر میکم

او شو ده کیچه تو گذر

میشینم ده کنجی و

سیر دلم ناله میکم

فکری و حال ای دل

عاشق و سی طاله میکم

میونم چشیا دلن

تا سیل و هونتو نکه

میترسم هنی منن پاگیرو بیچاره بکه

کوله بار سفرم پره ده عطر نفست

تو گرفتار کردیه مرغ دلن ده قفست

استعفای ۷ نماینده از ۹ نماینده استان لرستان    


 

 






لرستان تحریم شده است

آقامحمدی گفت: با کارهایی که هر ساله در بحث بودجه لرستان اجرا می‎شود آدم احساس می‎کند دوست ندارند این استان پیشرفت کند و سال به سال هم بدتر می‎شود. بودجه‎ای که سال آینده می‎خواهند به لرستان اختصاص دهند حتی درجا زدن هم نیست و عقب‎گرد است. همیشه در بیکاری اول هستیم و با اینکه گفته می‎شود نرخ بیکاری در لرستان ۲۰ درصد است اما با بیکاری ۴۰ درصدی مواجه هستیم ...

نماینده مردم خرم‎آباد و دوره چگنی از استعفای دسته‎جمعی نماینده‎های لرستان در مجلس نهم شورای اسلامی خبر داد.

 به گزارش لور به نقل از ایسنا، ابراهیم آقامحمدی با اعلام این خبر، اضافه کرد: چون به بودجه درنظر گرفته شده سال آینده برای لرستان معترض بودیم، این کار را انجام دادیم و خودم متن استعفای دسته‎جمعی را تحویل هیئت رئیسه مجلس دادم.

وی ادامه داد: به‎عنوان مثال برای راه‎آهن هیچ بودجه‎ای لحاظ نشده است. برای آزادراه‎ها فقط ۱۵ میلیارد تومان اعتبار تخصیص داده‎اند. ارقامی که برای سدهای استان درنظر گرفته‎ شده حتی پول نگهبانی ازآنها هم نمی‎شود. در این بودجه به هیچ وجه برای رفع معضل بیکاری اعتباری اختصاص نداده‎اند.

آقامحمدی با اشاره به نامه مجمع نمایندگان استان به نوبخت معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور برای تخصیص بودجه بیشتر نسبت به سال‎های گذشته برای این استان، ادامه داد: متأسفانه هیچ‎گونه ترتیب اثری به آن نامه داده نشده و وقتی دیدیم با این بودجه بیکاری استان رفع نمی‎شود و هیچ طرحی به سرانجام نمی‎رسد، ترجیح دادیم استعفا دهیم.

نماینده مردم خرم‎آباد و دوره چگنی با یادآوری اینکه هرگز بودجه لرستان کامل پرداخت نشده، خاطرنشان کرد: در بودجه سال گذشته از محل بودجه عمرانی فقط ۶ درصد و بودجه ملی برای استان نیز ۲۰ درصد پرداخت شده که بدون شک با این ارقام راه به‎جایی نمی‎بریم و مرگ عمران و آبادانی استان را شاهد خواهیم بود و این نهایت بی‎توجهی است.

وی در ادامه صحبت‎هایش گفت: با کارهایی که هر ساله در بحث بودجه لرستان اجرا می‎شود آدم احساس می‎کند دوست ندارند این استان پیشرفت کند و سال به سال هم بدتر می‎شود. بودجه‎ای که سال آینده می‎خواهند به لرستان اختصاص دهند حتی درجا زدن هم نیست و عقب‎گرد است. همیشه در بیکاری اول هستیم و با اینکه گفته می‎شود نرخ بیکاری در لرستان ۲۰ درصد است اما با بیکاری ۴۰ درصدی مواجه هستیم و برای رفع آن، دولت‎مردان هیچ چاره‎ای نمی‎اندیشند.

آقامحمدی یادآور شد: سال گذشته برای سد زیبامحمد از محل فروش اوراق ملی، ۵ میلیارد تومان اعتبار تخصیص داده شده که هنوز یک ریال از این مبلغ پرداخت نشده است. سایر پروژه‎ها هم این حالت را دارند و تکرار مکررارت. بودجه کم استان نیز به‎طور کامل پرداخت نمی‎شود و همیشه طلبکاریم اما فایده‎ای ندارد.

وی تأکید کرد: وقتی می‎دانیم با بودجه درنظر گرفته شده کاری از پیش نمی‎رود و جوابی برای مردم نداریم، چاره فقط و فقط استعفا است. چگونه وعده رفع بیکاری بدهیم وقتی هیچ بودجه‎ای برای رفع آن اختصاص داده نمی‎شود؟ با این وضعیت طرح‎ها به سرانجام نمی‎رسند و نمی‎دانیم به مردم چه بگوییم!

 قرار است امشب مجمع نمایندگان لرستان با نوبخت معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست‌جمهوری، در این خصوص جلسه برگزار کنند.

...................................................

خرم آباد خرم نا آباد می ماند

چه باید برداشت کرد از کلام مجمع نمایندگان استان لرستان در دولتی که تدبیر و امید نام دارد در دولتی که کلید همه قفل ها را دردست دارد چقدر است سهم ما مردم همیشه در صحنه و فقیر چقدر میشود و سکوت پیشه کرد تا کی باید شاهد تبعیض مسئولین کشور در مورد تخصیص بودجه استان ها در کشور باشیم لبخند بزنیم.

لرستان بیش از سه دهه غریبی را در ایران یدک می کشد. لرستان بیش از بیش بی کس و تنهاست چرا به جای پیشبرد اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نمایندگان مردم باید به فکر چنین کاری باشند راستی ما چه گناهی کرده ایم که اینگونه باید تاوان آن را بپردازیم.

تاکی باید شاهد مهاجرت جوانان عزیزمان به استان های همجوارمان باشیم برای چه کوچ بهترین راه حل برایمان شده است مگر همه ما در ایران اسلامی زندگی نمی کنیم چرا مشکل فقر و اشتغال فقط در لرستان دیده میشود. چرا فقط ما چندین سال است مقام اول بیکاری را یدک می کشیم اصفهان، تبریز، تهران چه کرده اند که باید مهد فرهنگ و تمدن شمرده شوند و قو م ما باید بازیچه و نقل نبات لطیفه های ساختگی دیگر قومیت ها باشند.

چه کسی مقصر است.

می  خواهم بدانم بعنوان یک جوان لرستانی میخواهم بدانم گناه کیست که ما اینگونه در کشور دیده می شویم که پتروشیمی مان نصیب اراک، چرم پوستمان تعطیل، کارخانه شیشه مان شکست و فولادمان خم شد چرا کسی نیست جواب دهد.

مگر ما در تمامی عرصه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی حضور پر رنگ نداشته ایم مگر مردم ما در زمان سختی ها و  8 سال جنگ تحمیلی بیش از 6200 شهید تقدیم انقلاب نکردیم پس چرا با این تبعیض ها موجب نگرانی مردم ساده و بی آلایش خرم آباد و استان لرستان می شوید.

چرا و هزاران چراهای دیگر

با تمام احترامی که برا ملت عزیزمان قائلم  با اقدام نمایندگان شریف لرستان در مجلس شورای اسلامی موافقم و امیدوارم این اتحاد تکمیل تر شود و شروعی برای همدلی، یکرنگی و یکپارچگی مردم شریف خرم آباد و پیشبرد اهداف مردم فقیر و همیشه در صحنه دیارم شود.

لرستان تا کی باید مکان آموزش مدیران بی تعهد و بی تخصص پروازی باشد چرا این گونه موارد را در استان های دیگر نمیبینیم چرا به اندازه تمام استانداران استان های کشور ما استاندار عوض کرده باشیم چرا عمر مدیریت در لرستان دوسال شده است. کدام مدیر میتواند با اطمینان یک برنامه 5 ساله اراده دهد .

چرا بودجه ها همیشه صرف استان های معین و برخوردار می شوند و سهم محرومیت ما حداقل هاست.

همه امید ما به دولت تدبیر و امید همین است که در این 4 سال هم کمترین ها سهم ما باشد.

حداقل 20 سال زمان نیاز داریم با تزریق بودجه های کلان و تلاش همه مسئولان دلسوز استانی و کشوری بصورت شبانه روزی شاید بتوانیم کمترین توسعه را در لرستان شاهد باشیم .

حال با این بودجه های تخصیص داده شده  ...

خود بخوانید حدیث این مجمل را

تاسوعا و عاشورای خرم آباد

با فرا رسيدن ماه محرم، مردم ولايتمدار خرم‌آباد با راه‌اندازي هيات‌ها، دسته‌جات و تكايا و سياه پوش كردن معابر و خيابانها، به استقبال مراسم عزاداري سيد و سالار شهيدان مي‌روند.

در اين روزها، جوانان با عشق به اهل بيت (ع)، با حضور در هيات‌ها و بستن داربست هيات‌ها و سياه پوش كردن خيابانها تلاش كرده تا مراسم عزاداري سيدالشهدا (ع) با شكوه خاصي برگزار شود.

در شب‌هاي محرم، مردم با حضور در تكايا و هيات‌ها تا پاسي از شب به عزاداري مي‌پردازند و مرثيه سرايان به بيان رشادتهاي شهيدان كربلا و نوحه سرايي مشغول مي‌شوند.

با نزديك شدن به روزهاي تاسوعا و عاشورا، عزاداري با حال و هواي ديگري برگزار مي‌شود و مردم با سوز و گداز بيشتري در اين مراسم شركت مي‌كنند.

بر اساس رسوم گذشته، در روز تاسوعا، بسياري از مردم خرم‌آباد و به ويژه زنان اين شهر براي حضور در مراسم چهل منبر آماده مي‌شوند.

در مراسم چهل منبر كه از صبح تاسوعا در مناطق مختلف شهر و به ويژه بافت قديمي اين شهر برگزار مي‌شود، زنان با روشن كردن چهل شمع در چهل منبر، براي برآورده شدن حاجات خود دست به دعا برمي دارند.

در اين مراسم، زنان شركت‌كننده با پوشاندن صورت خود، به صورت دسته‌اي و چند نفري در اين منازل حضور يافته و در هر منزل شمعي را روشن مي‌كنند.

در منزل‌هايي كه آيين چهل منبر برگزار مي‌شود، صاحب خانه افراد ميهمان را براي حضور در مراسم عزاداري در طول سال دعوت مي‌كنند.

بسياري از زنان شركت‌كننده در اين آيين، با پاي برهنه در مراسم حضور مي‌يابند و در چهل منبر شمع‌هاي خود را روشن مي‌كنند.

هيات‌هاي عزاداري نيز از بعدازظهر تاسوعا به عزاداري و نوحه‌سرايي مشغول مي‌شوند و با حركت در خيابان‌هاي سطح شهر، در عزاي شهيدان كربلا به سوگ مي‌نشينند.

اين هيات‌ها تا زمان اذان مغرب و عشا در خيابان‌ها حضور دارند و پس از اقامه نماز و صرف شام، براي ادامه عزاداري در خيابانها و هيات‌ها حضور مي‌يابند.

عزاداران در تاسوعاي حسيني تا پاسي از شب به عزاداري و نوحه‌سرايي مشغول مي‌شوند و در پايان شب براي حضور در آيين‌هاي ويژه روز عاشورا به استراحت مي‌پردازند.


در روز تاسوعا، در جلوي هر هيات و دسته عزاداري، حوضچه‌اي كوچك براي مراسم ويژه عاشورا آماده مي‌شود و جوانان هر محله در اين حوضچه‌ها خاك رس غربال شده قرار مي‌دهند و اين حوضچه‌ي خاكي را با گلاب و گل و شمع مزين مي‌كنند.

مراسم "گل مالي" كردن افراد در روز عاشورا، موجب ايجاد تمايز ميان عزاداري مردم خرم‌آباد با ديگر شهرهاي كشور شده است.

در صبح روز عاشورا نيز، مردم با اقامه نماز صبح در هيات‌ها حضور مي‌يابند و گلاب و خاك غربال شده را مخلوط كرده و با گل‌مالي كردن خود براي عزاداري آماده مي‌شوند.

مردم پس از گل‌مالي كردن خود در كنار آتش‌هاي برافروخته حضور يافته و گل هاي سرد را خشك مي‌كنند.

با آغاز صبح عاشورا، شهر خرم‌آباد شاهد حضور دسته‌جات و عزاداران گل مالي شده‌اي است كه در عزاي سيد و سالار شهيدان در خيابانها به عزاداري مشغول هستند.

عزاداران با لباس‌هاي گل مالي شده و با پاي برهنه در سوگ سيدالشهدا به عزاداري مشغول مي‌شوند.

حضور در گلزارهاي شهدا و يا آرامگاه‌هاي شهر نيز از ديگر رسومي است كه عزاداران در اين روز به آن مشغول مي‌شوند.

اين مراسم تاظهر روز عاشورا ادامه دارد و با نواي اذان ظهر عاشورا، هيات‌هاي عزاداري نماز ظهر عاشوراي حسيني را به جماعت اقامه مي‌كنند.

هيات‌هاي عزادار پس از اقامه نماز در منزل و يا تكاياي مختلف حضور يافته و توسط هيات‌ها و دسته‌جات و يا افراد خير با صرف ناهار از اين عزاداران پذيرايي مي‌شود.

در شب شام غريبان نيز، هيات‌هاي عزاداري با حضور در خيابانها به صورت پابرهنه و با در دست داشتن شمع به ياد اهل بيت امام حسين (ع) به عزاداري مشغول مي‌شوند.

در محله‌هاي قديمي اين شهر، عزاداران با پخش كردن "كاه" در بالاي سر عزاداران، ياد شام غريبان بازماندگان واقعه كربلا را گرامي مي‌دارند.

در برخي از هيات‌ها نيز، عزاداران به ياد شام غريبان توسط "عدس" پذيرايي مي‌شوند و در خيابانهاي شهر با شمع‌هاي روشن به عزاداري مي‌پردازند.

خيمه‌هاي عزاي امام حسين (ع) نيز تا نيمه‌هاي محرم پابرجاست و عزاداران هر شب در اين خيمه‌گاهها به ياد شهيدان كربلا به سوگ مي‌نشينند.

تصاویر بالا مربوط به ضبط برنامه کوتاه عاشورای حسینی سال 80 افتخار همراهی تهیه کننده و دوست عزیزم نادر چراغی رو داشتم

محرم

http://www.quranct.com/gallery/images/3/1_ASSALAM.jpg

دعــــاء التوســــل بالحسيــــن (عليـــه الســـلام)

دعاء توسل به حسين عليه السلام

اَلحَـمدُلله رَبِّ العالَمين وَ الصَلاة و السَّلامُ عَلي

حمد و سپاس مخصوص خداوند جهانيان و درود و سلام

خَيــرِ خَلــقه مُحّـَمد و عَـلي الـهِ الطَّيبينَ

بر بهترين خلق او محمد و آل پاکش. خدايا درود بفرست

الطاهِـرين اللّهُمَ صَلي وَزِد وَ بارِک عَلي السَيد

و زيـاد کــن و برکـت بــده بر آقاي زاهدان و امام عبادت

الزاهِد و الإِمـام العابِد الراکِعِ الساجِد وَلـي

کنــنده و پـادشاه کشور عظيــم و کشنده کافران و زينت

المُــلکِ المـاجِد و قاتِل الکافِروالجاحِد زَينَ

منبرها و مساجد و صاحب محنت و سختي و بلا و مدفون

المَــنابِر وَ المَسـاجِد صاحِبِ المِحنَةِ وَالکَربَةِ

به سرزمين کربلا فرزند رسول جن و انس و نور دو

وَالبـَلاءِالمَدفونِ بِاَرضِ کَربَلاء سِــبطِ رَسولِ

چشم ما مولاي ما مولاي دو جهان امام شهيد اباعبدالله

الثَقَلَينِ وَنورالعَينَينِ مُولانامُولَي الکونَين الاِمامِ

الحســين. درود و سـلام بر تـو اي شهيد مظلوم اي پسر،

الشَـهيد اَبي عَـبدِالله الحُسَين الصَلاةِ وَ السَلامُ

رسـول خدا و پسر امير المؤمنيــن و پسر فاطمه زهرا(س)

عَليـکَ اَيهَا الشَهيدُ المَظلوم يا ابنَ رَسولِ الله وَ

اي آقا و مولاي ما ( اي حسين 10 مرتبه) همانا رو کرديم

ابنَ اَميرَالمؤمِنينَ يا ابنَ فاطِمَةَ الزَهراء يا سَيدَنا

به تو و طلب شفاعت مي کنيم و توسل مي کنيم به تو به

وَ مَـولانا (يا حسين 10 مـرات) اِنــا تَوَجَّهنا وَ

سوي خدا و پيـش مي فرستـيم حاجات دنيا و آخرتمان را

استَشـفَعنا وَ تَوَسَلنا بِکَ اِلَي اللهِ وَ قَدَمناکَ بَينَ

( اي آبرومند نزد خدا شفاعت کن براي ما نزد خدا)خدايا

يـدَي حاجاتِنا فِي الدُنيا وَ الاخِرَة (يا وجيـهاً

درود و سلام بفرست بر صاحب مراتب مصيبت و زمين افتاده و

عِنـدَالله اِشفَع لَنا عِندَالله3 مرات) اَللّهُمَ صَلّي وَ

صاحب اشـکهاي ريزان و مصيبت زده غمگين ذبح شده و

سَلِّم عَلَي صاحِبِ المُصيبَةُ الراتِبَة وَ صَريعِ الدَّمعَة

رگهاي قطع شده،گونه خاک آلود و مجروح،رگها و ريحانه

السّـاکِبَةالمَّفـجوعِ الحّـَزين اَلمَذبوحِ الطَّعين

رسول خدا و نور چشم بتول کشتة اشکها و اسير سختيها

اَلمَقـطوعِ الوَريديـن مَعفَـرِالخَدَين وَ مَجروحِ

چراغ هدايت و کشتي نجات ( اي حسين (ع) 10)اي آقاي

الوَجنَتَين دامي اَلوَريدين وَ رِيحانَةِ اَلرَّسـولِ وَ

جـوانـان اهــل بهــشت اي حجـت خدا بـر خلقـش اي

قُـرَّةِ عَيـنِ اَلبَتولِ قَتيل العَبَرات اَسيرِ الکُرُبات

فرزند رسول خدا ( اي آبرومند نزد خدا شفاعت کن براي

مِصــباحِ الهُـدي وَ سَفينَةَ النَجاة ( يا حسين 10

ما نزد خدا ) خدايا درود بفرس و زيـاد کن و بـرکـت بده 

مرات) يا سَيدَ الشَبابِ اَهــلِ الجَّنَة ياحُجَّــةَ

برخون خدا و فرزند خون خدا خون به ناحق ريخته تحت

اللهِ عَلي خَلقِة ياابنَ رَسُولُ الله(يا وَجيهاًعِندَالله

تعقيب و معدن کتاب سطر شده و وارث تورات و زبور و

اِشفَع لَناعِندَالله3 مرات) اَللّهُمَ صَلي وَزِد وَبارِک

ســلام بـر کسي که سرش از پشت ســـر جـــدا شــد

عَلي ثــارَاللهِ وَابنَ ثارِه وَالوِترَالمَوتوروَ خازَنِ

ســينــه اش شـکـــسته شــده و ســر او بــر نيـــزه

الکِـتابِ المَسـطوروَ وارِثِ التـَوراةِ وَالزَبوروَ

رفــــت و غــريـــبانــه گردانــده شــد . ســلام بــر

السَّلامُ عَلي مَن نَحرَةِ مَنحور وَ صَدرَةِ مَسکوُر وَ

کســي کــه محــاسنــش بــا خـــونــش خضـــاب

رَأسِه­ي عَلَي القَناةِ غَريبِ الطُفُوف اَلسَّلامُ عَلـَي

شــد و صــورتـــش خــاک آلـــود گشـــت و اموالش

الَّذي شَيبهِ بِدَمِهِ خَضيبِ وَ خَدَةِ تَريب وَ رَحلِـه

غـارت شــده و او در کـــربلا شهــيد غريب بود و سلام

نَهـيـب وَ هُـوَ في کَربَلاءِ شَهيـدِ غَريبِ السَّلامُ

بــر آقـاي شـهــدا و کشـــته ي بـه دســت دشمــنان

عَلي سَيدِ الشُهَداءِ وَ قَتيلِ الاَدعياء المَقتولَ عَلَي

و کشــته بــر ...... غريــب غريـــبان و لبــاس او بــه

الظُّلُماءِ غَريبَ الغـُرَباء مَسلُوبُ الرِداء المَذبُوحُ

غـــارت رفـــته و ذبــح شـــده و از پـشــت ســر ،

مِنَ القَفـا مَسـبي النِساء مَحروقِ الخَباء مِصباحِ

زنـــانش اســير شــد، خيــمه هايــش ســوزانـــده

الرُّجي وَالرَّجاءِ المُرتَجي اَبَا الاَئِمَةِ الهُدي وَ مَن

شده چراغ هدايت واميدونجات پدر امامان هدايت و کسي

بَکُّت لَهُ السَماءِ لَهُ بِالدُعاءِ(يا حسين 10 مرات)(يا

که آسمانها براوگريستند و براي او دعا کردند( اي حسين

وَجيها" عِندَالله اِشفَع لَنا عِندَالله3 مرات) اَللّهُمَ

10 مرتبه) ( اي آبرومند نزد خدا شفاعت کن براي ما نزد

صَلي وَزِد وَ بارِک عَلي حَبيبَ الرَّحمن وَ صاحِبِ

خدا)خدايا درود بفرست و زياد کن و برکت ده بر دوست

المَصائِب وَ الاَحـزان وَ غَريبِ الأَوطانِ الغَريبِ

خداي رحمان و صاحب مصــائب و انــدوه ها دور از وطن

العَطشان وَ الصَلاةِ وَالسَّلامُ عَلي مَن دَمِه ي غَسلَه

و غريب تشنه و درود و سلام بر کسي که با خونش غسل

وَ شيبــَه قَطنه وَالتُراب کافوره و نَسيج ِ الرّياح

داده شد و خاک کافورش و وزش بادها کفنش و نيزه ها

أَکفانَه وَ القَناةِ الخَطي نَعشِه وَفي قُلُوبِ مَن وُلاه

برگيرنده پيکرش بود و در قلب هاي دوستانش قبر اوست

قَبره الصَــلاةُ وَ السَّلامُ عَلي ابنَ رَسولُ الله وَ

و درود و سلام بر پسر رسول خدا و گل او کسي که قرار

ريحـانَتـَةَ الّـَذي جَعَلَ اللهُ الاَئِمَةَ مِن ذُريتهَ وَ

داد خدا ائمه را از ذريه او و شفاء را در خاک قبــر او و

الشِـفاءَ في تُربَتِه وَ اِجابَةَ الدُعاء تَحتِ قُبَته (يا

اجابت دعـــا را در زيــر قبــه او ( اي حســـين 10

حسين10مرات) يا سَيــدَ الشَبابِ اَهلِ الجَنَة يا

مرتبــه ) خــدايا درود بفرســـت بر محمد و آل محمد

حُجّـَةَ اللهِ عَلي خَلقـِه يـَـاابنَ رَسولِ الله (يا

( خــدايــا به حــق حســـين 10 مــرتبه) خدايــا

وَجيـها" عِندَالله اِشفَع لَنا عِندَالله3 مرات) اَللّهُمَ

بـه تـو روي مي آوريـم به حق آبروي حسين و جدش و

صَلِ عَلي مُحمَدٍ وَ الِ مُحَمَّد(اِلهي بِحَقِ الحُسَين  

و پدرش ومادرش و برادرش و نُه امام معصوم از فرزندانش

10مـرات) اِلهي نَتَوَجَهُ اِلَيـکَ بِحَــقِ الحُسَين

( گشــايش بده به ما اي خدا 10 مرتبه) خدايا به حــق

اَلوَجيـهَ وَجَـدَه وَ اَبيـهِ وَ اُمِّه وَ اَخيهِ و التِسعَةِ

حسـيـن و مصـــيت حســـين خـــدايـــا بـــه حــق

المَعصُومينَ مِن بَنية (فَرِّج عَنّا يا اللّه 10 مرات)

حســين و تشـــنگــي و عطـــش حســـين ، خـدايا

الهـي بِحَــقِ الحُسـَين مُصـيـبَةِ الحُسـَين

به حــق حســين و زنــان و دخــتران حســـين (ع)

اِلهـي بِحَقِ الحُسَين وَ غُربَةِ الحُسَين اِلهي بِحَقِ

خـدايا به حـــق گريـــه کننــدگـــان بــر حســـين

الحُسَين وَ عَطَشِ الحُسَين اِلهي بِحَقِ الحُسَين  وَ

و قـــلبـــهاي آتـــش گـــرفتــه بـــر مصـــيبـــت

النِـســاءِ السَبيـات . اِلـهي بِحَقِ الـباکينَ

حســين خـــدايا بــه حــق حســـين و جــوانـــان

عَلَي الـحُسَــين وَ الـقُلوبِ الـمُحتَرَقَةِ عَلي

حســـين خــدايـــا بــه حــق حســـين و خــونهاي

مَصــابِ الـحُسَـين اِلـهي بِحَقِ الـحُسَين وَ

ريـــخـــته شـــده . خــدايا بـــه حـق الحســين(ع)

شَبـابِ الحُسَـين اِلهي بِحَقِ الحُسَين وَ الـدِماءِ

و ســرهـــاي بــريـــده شـــده و بـــه حـق اشکهاي

الســائِلاتِ اِلهي بِحَــقِ الـحُسَين وَ النُحورِ

ريـــخـــته شــده بــر مصيـــبتش و بـــه حق ..........

المَنحورات. وَ بِحَّقِ الـدمُوعِ الجـارِيةِ عَلــي

و ......... يـــا حســين ، خــدايــا گشـــايش بـــده بـر

مُصيــبَته وَبِحـَقِ الصارِفين النارِبينَ يا حُسين.

مـــا اي خــدا و دور کــن از مــا آنچـــه بـــه مــــا

اِلهـي فَّـرِج عَـنا يـا اَللهُ وَ اکشِف مـا نَزَلَ بِنا

نـــازل مي شــــود از عـــذاب ( خـــدايــا از مــــا

(رَبّنَا اکشِـف عَنََّا العَذابَ اِنا مؤمِنون 10 مرات)

عــذاب را دور کــن کـــه هــمانــا مـــا مؤمـــن

اَللّهُـمَ انصُر مَن نَصر الـدين وَ اخذُل مَن خَذَلَ

هســتيم ) خدايا ياري کن کسي را کــه يــاري کـــند

الّدينِ أيد و حماة الاِسلامِ وَ الـمُسلِمين

ديــن را و خـــار کــن کســي را کـــه ديـــن را خار

اَللّهُـــمَ لا تَکِلنا اِلي اَنفُسـِنا طَرفَةَ عينِ اَبدا"

مي کندو تاييد کن و محکم کن حاميان اسلام و مسلمين

اَللّهُمَ لا تَخرِجنا مِنَ الدُنيا حَتـّي تَرضا عَنّا اَللّهُمَ

را خدايا ما را به خودمان واگذار مکن .حتــي به انــدازه

ارزُقنا بِالدُنيـا زِيـارَتَه وَ فِي الاخِرةَ شَفاعَتِه وَ

چشم بر هم زدنـي . خدايا ما را از دنياخارج مکن تا اينکه

احـشُرنا في زُمرَتِـة اَللّهـُمَ قَرِّب ثُمَ عَجِّل فَرِج

از ما راضي باشي خدايا روزي ما کن در دنيا زيارت و در

مَولاناصاحِبَ العَصرِ وَ الزَّمان اَللّـهُمَ شافي کُلَّ

آخرت شفاعت اوراو محشور کن ما را در زمره ي او خدايا

مَـريـض اَللـّهُمَ رُدَ کُلَ غَريـب وَ فُـکَ کُـلَ

نزديک کن و تعجيل فرما در فرج مولاي ما صاحب عصر و

اَسـير. اَللّهُـمَ نَفس عَن کُلِ مَکـروب.اَللّهـُـمَ

زمان خدايا شفا بده همه بيماران را خدايا برگردان همه

اکشِف هَـمَ کُلِ مَهمـوم. اَللّهـُـمَ اقـضــي

غريب ها را و آزاد کن همه اسيران خدايا برگردان غم هر

حاجَـةَ کُـلِ مُحــتــاج. اَللّهُــمَ ارحَــم

غــم زده را و بــرطــرف کــن هــم هر مهموم و خدايا 

مـوتَي الـمؤمِنينَ وَ المُؤمِنات. اَللّهُــمَ أقضي

 بــرآورده کــن حاجــت هــر حاجتـــمند را خــدايا 

حـاجَــةَ کُــلُ مِــن قـلدنَا الــدُعاء وَ

 رحـــم کــن امــوات مــؤمنــين ومؤمنات خدايا برآور

الــزيارَةَ وَ اخَــرَ دَعوانا اَن الـحَمدُ لِلهِ رَبِ

حـاجـت دعـا کنــنـــده و زيـارت کننـد و آخــريـن

العــالمَـين وَ الــصَلاةُ وَ الـسَّلامُ عَـلَـي

خواندن مـا حـمد و سپـآس براي خداوند جهانيان است.

اَشرَفِ الـخَلــقِ مُحمَّــدِ وَ عَلـي الِــه.

بر شريف ترين آفريده خدا بر آل محمد.